آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

سجاده ام کجاست
می خواهم از همیشه ی این اضطراب برخیزم
این دل گرفتگی مداوم شاید،
تأثیر سایه ی من است،
که این سان گستاخ و سنگوار
بین خدا و دلم ایستاده ام.
سجاده ام کجاست؟
  • آستان

نظرات  (۱)

  • محمد (نویسنده وبلاگ)
  • دوستی از خوانندگان وبلاگ معنی این شعر را خواسته بود که من در جواب ایشان این گونه نوشتم :

    قدما (=قدیمی ها)  اعتقاد داشته اند که در ماه گرفتگی و خورشید گرفتگی ، نظم طیبعت مختل شده و لذا کائنات مضطرب می شوند.

    شاعر این اضطراب و تشویش همیشگی بشر را ، تاثیر دل گرفتگی ما می داند. (در خورشید گرفتگی ماه بین زمین و خورشید قرار می گیرد، قدما فکر می کردند که ماه بر روی خورشید سایه انداخته است)

    سلمان در این شعر می گوید که : من ( منظور منیت ما) بین خورشید (= خدا) و زمین (=ما) قرار گرفته است پس  برای از بین بردن این اضطراب دائمی باید این خسوف منیت از بین برود، و برای از بین بردن منیت به سجاده(= نماز و به طور کلی عبادات) پناه می برد .

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی