آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

شور غزل نمانده، بی‌تو در این حوالی
ما مانده‌ایم و با ما، مرداب بی‌خیالی


بعد از تو حجم کوچه، از زندگی تهی شد
مفهوم عاشقی مُرد، در ذهن این اهالی


می‌خواهم از خودم، تا چشم تو پَر بگیرم
اما چه می‌توان کرد، با این شکسته‌بالی؟


امشب هوای چشمم مثل دلِ تو ابری‌ست
برگرد، بی‌تو دور است، این چشمه از زلالی


این آخرین کلام است، ای دوردست نایاب
دلتنگم و ندارم، جز دوری‌ات ملالی

نظرات  (۳)

  • علی هاشمی قینانی
  • دروود
    ممنون که به  یاد من هستی
    راستش حال و همای دل را که خودت بهتر می دونی
    گاهی هستی
    گاهی می خوای نباشی
    گاهی ...
    به هرحال خیلی خوشحالم می کنی با نظراتت
    در ضمن تا یادم نرفته
    این پستت هم خیلی دلنشین بود

    ممنو
    بدروود
    سلام دوستِ شعر دوستِ محبوبم

    شما که می دونید من همه رقمه به وبلاگِ شما ارادت دارم...مخصوصاً وقتی شعرهایی میگذارید که باید گفت: جانا سخن از زبان ما می گویی

    فقط چند وقتیه که کار، زندگی کردن مجازی رو ازم گرفته...دعا بفرمائید بتونم برگردم.
    سلام .
    شعر های خوبی رو انتخاب می کنی .
    ولی از دست نوشته هات بیشتر استفاده کن .
    حرفای آدمای امروزی برام شیرین تره .

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی