آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

من باهارم، تو زمین

من زمینم، تو درخت

من درختم، تو باهار

ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه

میون جنگلا تاقم میکنه


تو بزرگی مث شب

اگه مهتاب باشه یا نه

تو بزرگی مث شب

خود مهتابی تو اصلا، خود مهتابی تو

تازه، وقتی بره مهتاب و هنوز

شب تنها

باید

راه دوری رو بره تا دم دروازهی روز

مث شب گود و بزرگی

مث شب

تازه، روزم که بیاد

تو تمیزی

مث شبنم

مث صبح

تو مث مخمل ابری

مث بوی علفی

مث اون ململ مه، نازکی

اون ململ مه

که رو عطر علفا، مثل بلاتکلیفی

هاج و واج مونده مردد

میون موندن و رفتن

میون مرگ و حیات

مث برفایی تو

تازه آبم که بشن برفا و عریون بشه کوه

مث اون قله مغرور و بلندی

که به ابرای سیاهی و به بادای بدی میخندی…


من باهارم، تو زمین

من زمینم، تو درخت

من درختم، تو باهار

ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه

میون جنگلا تاقم میکنه 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی