آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

هوای روی تو دارم نمی گذارندم 

مگر به کوی تو این ابرها ببارندم

مرا که مست توام این خمار خواهد کشت 

نگاه کن که به دست که می سپارندم

● 

مگر در این شب دیر انتظار عاشق کش

به وعده های وصال تو زنده دارندم

● 

غم نمی خورد ایام و جای رنجش نیست 

هزار شکر که بی غم نمی گذارندم

● 

سری به سینه فرو برده ام مگر روزی

چو گنج گم شده زین کنج غم برآرندم

● 

چه باک اگر به دل بی غمان نبردم راه 

غم شکسته دلانم که می گسارندم

● 

من آن ستاره ی شب زنده دار امیدم 

که عاشقان تو تا روز می شمارندم

● 

چه جای خواب که هر شب محصلان فراق 

خیال روی تو بر دیده می گمارندم

● 

هنوز دست نشسته ست غم ز خون دلم 

چه نقش های که ازین دست می نگارندم

● 

کدام مست ، می از خون سایه خواهد کرد 

که همچو خوشه ی انگور می فشارندم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی