آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

با خنده کاشتی به دل خلق٬ کاش‌ها
با عشوه ریختی نمکی بر خراش‌ها

هرجا که چشم‌های تو افتاد فتنه‌اش
آن بخشِ شهر، پر شده از اغتشاش‌ها

گیسو به هم بریز و جهانی ز هم بپاش
معشوقه بودن است و بریز و بپاش‌ها

ایزد که گفته بت نپرستید، پس چرا
دنیا پر است، این همه از خوش تراش‌ها

از بس به ماه چشم تو پر می‌کشم٬ شبی
آخر پلنگ می شوم از این تلاش‌ها

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی