آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

تیز روم تیز روم تا به سواران برسم
نیست شوم نیست شوم تا برِجانان برسم

خوش شده ام، خوش شده ام ،پاره ی آتش شده ام
خانه بسوزم بروم تا به بیابان برسم

خاک شوم خاک شوم  تا ز تو سرسبز شوم
آب شوم سجده کنان تا به گلستان برسم

چون که فتادم ز فلک، ذره صفت، لرزانم
ایمن و بی لرزه شوم چون که به پایان برسم

چرخ بود جای شرف، خاک بود جای تلف
باز رهم زین دو طرف، تا برِ سلطان برسم

عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا
در دل کفر آمده ام  تا که به ایمان برسم

آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد
شد رخ من سکۀ زر تا که به میزان برسم

هیچ طبیبی ندهد  بی مرضی حب و دوا
من همگی درد شوم تا که به درمان برسم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی