آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

پر می کشم از پنجره ی خواب تو تا تو
 هر شب من و دیدار، در این پنجره با تو

 از خستگی روز همین خواب پر از راز
 کافیست مرا، ای همه خواسته ها تو

 دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم
 من یکسره آتش، همه ذرات هوا تو

 پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم
 ای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا، تو

 آزادگی و شیفتگی مرز ندارد
 حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو

 یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟
 دیگر نه و هرگز نه،که یا مرگ که یا تو

 وقتی همه جا از غزل من سخنی هست
 یعنی همه جاتو، همه جاتو، همه جاتو

 پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟
 تا شرح دهم، از همه ی خلق چرا تو؟

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی