آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

گفتی چه دارد چشمهایت جز سیاهی
یادت می‌آید شعر خواندم از پناهی

گفتم اگر با من می‌آیی چتر بردار
بی‌اعتبار است این هوای مهر ماهی

من خانه‌ات هستم چه می‌خواهی عزیزم
از این مسافرخانه‌های بین‌راهی

آن شب برایم چای دم کردی که شاید
یک استکان از خستگی‌هایم بکاهی

گفتی بیا حرفی بگوییم از سر عشق
گفتم فدایت می‌شوم گفتی الهی ...

نام تو را بر کوهساران می‌نوشتم
نام مرا بر کوه کاغذهای کاهی

می‌رفتم از مهتابی این خانه تا ماه
حالا کجایم بین کفترهای چاهی

دنبال یک دیوانه می‌گردم که اینجا
می‌گشت دنبال منِ دیوانه گاهی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی