آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم
بتولای تو بر هر دو جهان پازده ایم

تا به کوی تو نهادیم صنم، روی نیاز
پشت پا بر حرم و دیر و کلیسا زده ایم

در خور مستی ما رطل و خم و ساغر نیست
ما از آن باده کشانیم که دریا زده ایم

تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم
به تولای تو بر هر دو جهان پازده ایم

همه شب از طرب گریه مینا من و جام
خنده بر گردش این گنبد مینا زده ایم

تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم
بتولای تو بر هر دو جهان پازده ایم

نشوی غافل از اندیشه شیدائی ما
گرچه زنجیر به پای دل شیدا زده ایم

تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم
بتولای تو بر هر دو جهان پازده ایم

تا نهادیم سر اندر قدم پیر مغان
پای بر فرق جهان از سر دار آمده ایم

تا به دامان تو ما دست تولا زده ایم
بتولای تو بر هر دو جهان پازده ایم

جای دیوانه چو در شهر ندانند هما
من و دل چند گهی خیمه به صحرا زده ایم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی