آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

دل که بی دلبر بود بی جان بود
خوش بود جانی که با جانان بود


نور او در دیدهٔ ما رو نمود
گرچه از چشم شما پنهان بود


کنج دل گنجینهٔ عشق وی است
جای گنجش در دل ویران بود


هر که دید آئینهٔ گیتی نما
بر جمال خویشتن حیران بود


ذوق ما از عقل می پرسی مپرس
این کسی داند که او را آن بود


کشتهٔ او زندهٔ جاوید شد
پیش او مردن مرا آسان بود


نعمت الله در خرابات مغان
ساقی سرمست می نوشان بود

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی