آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حامد رئوفی» ثبت شده است

آمد دوباره محرم، با ناله ی عطش
گردیده موسم ماتم، با ناله ی عطش

باز این چه شورشست که در خلق عالمست
برپاست شور محرم، با ناله ی عطش

غنچه لبش ترک افتاد از فراق آب
قامت ز درد شده خم، با ناله ی عطش

زینب! زمان رفتن پنجم ستاره است
"ای وای من! نه! حسین هم؟ با ناله ی عطش؟"

یک جرعه آب بگیرد عموی آل الله
افتاده دست با علم، با ناله ی عطش

زینب رسیده به صحرای کربلا امشب
امشب بود شبی از غم، با ناله ی عطش


پی نوشت:

برای خواندن شعر دیگری از آقای حامد رئوفی در مورد واقعه عاشورا به اینجا مراجعه فرمایید.

فـراتر از همـه قصـه هـا و بـاورها
تو ای نگین درخشان کل اخترها

اگر به زلف تو چشمان حوریان افتد
نهان کند سر و تن را به زیر معجرها

اگر که قبله مردم دو چشم تو باشد
به یک نظر متدین شوند کافرها

تمام قصه ی پرواز شرح دیدن توست
و می پرند به یاد تو این کبوترها

گشای غنچه که دردانه در صدف مانده
که می کنند حسادت تمام گوهرها

کم آورم که نویسم من از تو ای بانو
قلم درخت و رودها دوات و برگ، دفترها



پی نوشت:برای مطالعه بیشتر آثار شاعر جوان و خوش ذوق اصفهانی،

آقای حامد رئوفی، به وبلاگ ایشان مراجعه نمایید.

این شعر که تضمینی از شعر معروف محتشم است را یکی از دوستان عزیز و همراهان همیشگی (جناب دیفالت) برایم فرستادند که تقدیم می شود، باشد که از مولایش بحشر صله گیرد:

 
یا ایها الرسول ببین چون حسین تست؟
در زیر نیزه ها شده مدفون حسین تست

لیـلا خدا و او شده مجنون حسین تست
«این کشته ی فتاده به هامون حسین تست

وین صید دست و پا زده در خون حسین تست»

●●●

این کشتی نجات که اینجا به خون نشست
وین تشنه، که ابن سعد بر او آب را ببست

وین کز غم شکست علمدار خود شکست
«وین ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین تست»

●●●

این است پاره ی جگرت، مایه ی حیات
این مظهر شجاعت و پامال عادیات

این پاره پاره پیکر و این کشتی نجات
«این خشک لب فتاده به دور از لب فرات

کز خون او زمین شده جیحون حسین تست»

●●●

یا ایهاالرسول، پس  از تو زمانه گشت
هان این که چون سپر هدف تیرها بگشت

وین لب که چوب ها خورد او در درون تشت
«این غرقه ی محیط شهادت که روی دشت

از موج خون او شده گلگون حسین تست»

●●●

امشب ببین دمی که چگونه است رزمگاه
یک سو فتاده شاه و دگر سو فتاده ماه

اما چگویمت که چه سان شد؟ کدام شاه؟
«این شاه کم سپاه که با خیل اشک و آه

خرگاه از این جهان زده بیرون حسین تست»

●●●

یا مصطفی بیا و کنون کربلا ببین
مدفون به زیر خاک تن دشمنان دین

بنگر همی که زینت دوش تواست این
«این قالب طپان که چنین مانده بر زمین

شاه شهید ناشده مدفون حسین تست»