آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

آستان حضرت دوست

سر ارادت ما و آستان حضرت دوست / که هر چه بر سر ما می رود ارادت اوست

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مهدی جهاندار» ثبت شده است

یوسف، ای گمشده در بی سر و سامانی‌ها
این غزل‌خوانی‌ها، معرکه‌گردانی‌ها

سر بازار شلوغ است، تو تنها ماندی
همه جمعند، چه شهری چه بیابانی‌...ها!

چیزی از سوره یوسف به عزیزی نرسید
بس‌که در حق تو کردند مسلمانی‌ها

همه در دست ترنجی و از این می‌رنجی
که به نام تو گرفتند چه مهمانی‌ها

پیرهن‌چاک و غزل‌خوان و صراحی در دست
خوش به حال تو و نیمه‌شب زندانی‌ها

خواب دیدم که زلیخایم و عاشق شده‌ام
ای که تعبیر تو پایان پریشانی‌ها

عشق را عاقبت کار پشیمانی نیست
این چه عشقی است که آورده پشیمانی‌ها

این چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست
این چه پروانه که کرده است پر‌افشانی‌ها

یوسف گمشده دنباله ی این قصه کجاست
بشنو از نی که غریبند نیستانی‌ها

بهار رفت بهار آمد و بهار گذشت
نیامدی تو و یک سال آزگار گذشت

نیامدی تو  و ابر از غم نیامدنت
چنین گریست که آب از سر بهار گذشت

بهار آمد و پاییز رفت اما حیف
تمام عمرکلاغان به قار قار گذشت

بهار از پس سرمای تیره سر بر کرد
بهار از سر تقصیر روزگار گذشـت

ای راز آسمانی خورشید مرتبت
گیسو به هم مریز إذا الشمسُ کوّرت

ای بی کرانه، ای پر از ابهام، ای بزرگ!
دریا صفت، کویر صفت، آسمان صفت!

هنگامه ی بهار جهان با تو دیدنی است
بی تو نه من نه عشق نه دنیا نه آخرت

گیسوی تو قیامت کبری است مهربان!
چشمان تو نهایت دنیاست عاقبت!

بر من که می رسی کمی آهسته تر برو
دستم نمی رسد به بلندای دامنت

عشق سوزان است، بسم الله الرحمن الرحیم
هرکه خواهان است، بسم الله الرحمن الرحیم

دل اگر تاریک اگر خاموش بسم الله النور
گر چراغان است، بسم الله الرحمن الرحیم

نامه ای را هُد هُد آورده ست آغازش تویی
از سلیمان است بسم الله الرحمن الرحیم

سوره ی والیل من برخیز و والفجری بخوان
دل شبستان است بسم الله الرحمن الرحیم

قل هو الله احد قل عشق الله الصمد
راز پنهان است بسم الله الرحمن الرحیم

گیسویت را بازکن انا فتحنایی بگو
دل پریشان است بسم الله الرحمن الرحیم

ای لبانت محیی الاموات لبخندی بزن
مردن آسان است بسم الله الرحمن الرحیم

میزبان عشق است و وای از عشق! غوغا می کند
هر که مهمان است بسم الله الرحمن الرحیم
  • امید میم